ذبيح الله صفا

1269

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

نصرآبادى بيان حالش كرده مردى مهربان و نرم‌خوى بود . وى كه معاصر ناظم بوده و با وى مكاتبه داشته گويد « بسيار خليق و مهربانست و كمال پاكى طينت و آدميت دارد . فقير اگرچه بصحبت او فايز نشده‌ام ، اما جاسوس خيال در ميانه آمد و شدى دارد چنان كه گاهى باشعار بلاغت آثار كه مكالمهء روحانيست سروربخش خاطر مىگردد . » « 1 » ازين گفتار نصرآبادى كه تأليف تذكرهء خود را بسال 1083 ه آغاز كرده ، چنين برمىآيد كه ناظم هروى تا آن هنگام زنده بود و ازينروى گفتار سراج الدين عليخان آرزو را در داد سخن « 2 » در اينكه وفات شاعر بسال 1081 بوده نمىتوان پذيرفت « 3 » . از يوسف و زليخاى ناظم هرويست : شبى پروانه‌يى با شمع خندان * ز گرميهاى آتش آب دندان بمحزون ذره‌يى كرد اين تكلم * كه اى در كوچهء پيدا شدن گم كجا رفت آن خرام عشق‌پرواز * چه شد آن شوخى و جولان پرواز كه جوش خوبيت تا آسمان بود * هوا از گوهرت گنج روان بود جوابش داد كاى ناديدهء كام * نمك‌پروردهء آتش ولى خام شود هركس بوقت خاص فيروز * ترا شب بال مىبخشد مرا روز گرم مىبود بر سر ظل خورشيد * ترا در عالم ديدن كه مىديد ؟ . . * پريزاديست دنيا شوخ‌تمثال * ز روزش بال و از شب سايهء بال فريب هوشمندان پيشهء او * دل آزادمردان شيشهء او تصرف بين كه شوقش چون زند جوش * كند آگه دلان از حق فراموش شود مهرش بدل چون سخت پيوند * پدر بر خاك ريزد خون فرزند

--> ( 1 ) - تذكرهء نصرآبادى ، ص 330 . ( 2 ) - بنقل از آن در 151 . p , Catalogue Oude . ( 3 ) - اينكه در حاشيهء ص 775 آتشكده چاپ تهران وفاتش بسال 1068 دانسته شده ، درست به نظر نمىآيد و محتمل است كه مربوط بناظم تبريزى ( نصرآبادى ، ص 411 - 412 ) باشد كه چند سال پيش از تأليف تذكرهء نصرآبادى مرده بود .